هَمِه کُرسی

بر باد رفته

   سهراب فرزانپور:

 عدم انعطاف پذیری و سلبیت نهاد های انتصابی و انتخابی و اصطکاک آنها با یکدیگر باعث افزایش استهلاک و هزینه امر سیاسی در کشور شده است و نتیجۀ آن نیز چیزی جز ناکارآمدی نمی باشد. مسئلۀ ما بحث حاکمیت دوگانه در کشور است که تبدیل به ایده ای شکست خورده شده است و کشور را به لبۀ پرتگاه کشانده است.

یکی از مشکلات کشور این است که بخش مهمی از بودجۀ کشور و قدرت در دستان نهاد‌هایی است که به نهاد های انتخابی پاسخگو نیستند. حاکمیت یکپارچه و یکدست شدن قدرت اگرچه ممکن است تضعیف کنندۀ سرمایۀ اجتماعی نظام باشد اما خواست نهاد های قدرت است و در ۲۰ سال اخیر این نهادها این مسیر را دنبال کرده اند. در واقع این مشکل فقط منوط به دولتهای خاتمی، روحانی و هاشمی نبوده است و حتی دولتی مثل احمدی نژاد نیز خصوصاً در دورۀ دوم با این نهاد ها دچار چالش شده اند. در عرصۀ قانون جایگاه ها و مناصب به طور مناسبی توزیع شده و ساختار قدرت توزیع مناسبی دارد اما در عرصۀ عمل و سیاست چنین اتفاقی رخ نداده است.

اگر هدف افزایش مشارکت مردم و افزایش سرمایۀ اجتماعی نظام است باید بدانیم که با حذف جریانات سیاسی این مهم محقق نخواهد شد. در واقع از دهۀ ۶۰ تا کنون آنقدر جریانات سیاسی حذف شده اند که منجر شده است به کاهش مشارکت در انتخابات اسفندماه ۹۸٫ ناامیدی نیز فقط ناشی از عملکرد دولت و آقای روحانی نبوده است، چرا که رقبای گفتمانی دولت در انتخابات حضور پر رنگ و جدی داشتند اما بازهم مردم مشارکت پایینی در انتخابات  داشتند.

نظام یا باید تن به اصلاحات و انعطاف سیاسی بدهد و یا نهادهای انتصابی که قدرت و کارتل‌های اقتصادی را در اختیار دارند، بیایند و قدرت نهاد های انتخابی را نیز در دست بگیرند و حاکمیت را یکپارچه نمایند، و یک عزمی برای حل مشکلات کشور ایجاد شود و راه سومی وجود ندارد.

دوستان کنار زدن دولت را معطوف به جمهوریت و مجلس می کنند آنهم مجلسی که از انتخاباتی با مشارکت ۴۰ درصدی سر برآورده است. سؤال اینجاست که آیا این مجلس مشروعیت برکناری دولت را دارد؟

علی راستی:

ناکارآمدی دولت صرفاً قائم به شخص دکتر روحانی نیست و معطوف به یک جریان است، متأسفانه جامعه همچنان به این آگاهی نرسیده است، بنابراین تا زمانی که چنین ذهنیتی وجود دارد، کنار رفتن دولت سودی ندارد، چرا که شاید منجر شود بازهم شخص دیگری از این جریان به ریاست دولت برسد. در وضعیت فعلی علاوه بر دخیل بودن جریان اصلاحات و دولت، اصولگرایانی که مشارکت انتخابات اسفند ماه را به زیر ۵۰ درصد کشاندند نیز دخیل اند.

ما در این ۷ سال نتوانستیم دولت را محکوم کنیم و این امر را تبیین کنیم که مشکلات معطوف به دولت است و نه نظام. وقتی یک فعال دانشجویی این اعتقاد را دارد که قدرت در دست دولت نیست و این نهاد های انتصابی بوده اند که منجر به ناکارآمدی شده اند، استیضاح دولت تنها منجر به این خواهد شد یک فردی ضعیف تر از آقای روحانی به قدرت برسد.

یک فرض اشتباهی در صحبت های آقای فرزانپور وجود دارد که مقیاس دارایی ها و قدرت دولت در برابر نهاد های انتصابی و کارتل‌های اقتصادی موهومی بسیار پایین تر است، در صورتی که اینگونه نیست و ایشان هم برای صحت ادعای خودشان هیچ دلیلی نمی‌آورند، من هم میتوانم ادعای مشابهی داشته باشم، و بگویم که نقش کل نهاد انتصابی در اقتصاد کشور کمتر از ۳% است.

بنده از صبحت های رهبری چنین برداشتی را ندارم که نمایندگان استیضاح نکنند بلکه تأکید کردند که نمایندگان از تمامی ابزارهای در اختیار خود برای نظارت بر دولت بهره‌بگیرند.  استیضاح ایده های آقای روحانی بسیار مقدم تر و اولویت دار تر از استیضاح شخص آقای روحانی است.

مبین لطفی زاده:

بایستی به این سؤال پاسخ داده شود که آیا مشکلاتی که در کشور وجود دارد از رهگذر دولت و تغییر آن می گذرد؟ سؤال بعدی نیز اینست که با کنار رفتن دولت ما چه جایگزینی برای آن خواهیم داشت؟ در واقع موافقان استیضاح باید به این سؤال پاسخ بدهند که بعد از کنار رفتن دولت و آقای روحانی چه جایگزینی برای ادارۀ کشور دارند؟

به دلیل اینکه ما در کشور تحزب نداریم، دولت ها معمولاً در دورۀ دوم یا جری تر می‌شوند و یا دچار ناکارآمدی می‌شوند. در واقع دولت ها که توسط یک جریان و یک پایگاه رأی به قدرت می رسند، پس از انتخاب برای دور دوم خود را نیازمند پایگاه رأی و جریانی که از آنها حمایت کرده اند نمی بینند، بنابراین این مشکلات را پدید می‌آورند. و فقط منوط به این دولت نیست و در دوره های پیشین نیز قابل مشاهده است.

در دوران دوم همۀ دولت ها معمولاً به مشکلات و چالش های جدی شده ایم. در واقع مشکل دورۀ دوم دولت ها یک مشکل ریشه ای است و صرفاً معطوف به دولت و شخص آقای روحانی نیست.

ما باید برویم به سمتی که بتوانیم یک گفتمانی ایجاد کنیم، و این راه حل این نیست که ما تکصدایی ایجاد کنیم و حاکمیت را یکپارچه نمائیم و این اتفاق ما را دچار اشکالات جدی‌تری خواهد کرد. استیضاح دولت بیشتر منجر به تضعیف نهاد دولت و قوۀ مجریه کشور خواهد شد و مشکلات بیشتری را ایجاد خواهد کرد.

متین فارابی:

در زمان ماجرای گرانی بنزین نیز دقیقاً همین بحث ها و استدلال ها مطرح بود که با کنار رفتن آقای روحانی کشور دچار آشوب و فروپاشی می شود اما در واقع با سرکار ماندن آقای روحانی است که کشور هر روز با یک چالش و یک بحران جدی روبرو می‌شود. در واقع اگر قرار بود بعد از استیضاح اوضاع نابه‌سامان تر و بدتر شود بدتر از اوضاع فعلی امکان نبوده است که رخ دهد.

با توجه به اینکه بخش عمده ای از اقتصاد و قدرت کشور در دستان دولت است و اگر بخواهد می‌تواند اقدامات وسیعی انجام دهد اما این دولت هیچ انگیزه‌ای برای کارکردن ندارد. مثلاً مجلس طرح مالیات بر عایدی سرمایه و خانه های خالی را تصویب کرد اما آقای آخوندی آن را اجرا نمی‌کرد. استیضاح آقای روحانی صرفاً استیضاح یک شخص نیست بلکه استیضاح یک جریان، یک تفکر و یک دیدگاه سیاسی- اقتصادی است، استیضاح دولت این پیام را مخابره میکند که حاکمیت قصد دارد اصلاحات جدی را انجام دهد و شخصی را که بدترین تصمیمات را به بدترین روش ها اجرائی کرده بود را کنار بزند.

استیضاح دولت همچنین منجر به افزایش امید در جامعه نیز خواهد شد.

نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

همچنین ببینید
بستن
دکمه بازگشت به بالا