هَمِه کُرسی

دانشکده مدیریت دانشگاه تهران میزبان سومین همه کرسی

سومین کرسی مجازی همه­ کرسی روز چهارشنبه 13 فروردین 99 در فضای مجازی برگزار شد.

در این کرسی آنلاین، چهار دانشجوی دانشکده مدیریت دانشگاه تهران با موضوع «انقلاب یا اصلاح؛ بحثی در رابطه با مسائل ساختاری ایران» گفتگو کردند.

خلاصه ای از این گفتگو به شرح زیر است:

ایلیا زاهدیان دانشجوی کارشناسی حسابداری دانشگاه تهران به دموکراسی مطلوب اشاره کرد و گفت: ما چه چیزی را مطلوب میدانیم؟ آیا دموکراسی را مطلوب میدانیم؟ آیا آزادی رسانه را مطلوب میدانیم؟
او به اعتراضات طبقات پایین جامعه اشاره کرد و گفت: از سال ۷۶ به این طرف ما میبینیم که هر چه جلوتر رفتیم اعتراضات بیشتر طبقات پایین را درگیر خودش کرد. هر چه گذشت جامعه ایران رادیکالتر شد و سال ۹۸ اوج اعتراضات بود و به معنای واقعی، نمونه واقعی یک خروش بدون سازماندهی و خودجوش بود. تحلیل من از اوضاع اکنون ایران این است که جامعه ایران آماده ی انقلاب و سرنگونی کامل حکومت است.
امیر حسین نصری دانشجوی کارشناسی مدیریت صنعتی ریشه ای بودن مشکلات اشاره کرد و گفت: خیلی از این مشکلاتی که ما داریم دلیل اصلی و ریشه ایش در زمان جمهوری اسلامی نیست. ما مثلا اقتصاد بیمارمان، اقتصادی که وابسته به نفت است مربوط به زمان جمهوری اسلامی نیست.
او همچنین به موضوع مخالفت دولت با تغییر اشاره کرد و گفت: مسئله حکومت ما این است که با تغییر مخالف است و جلوی تغییر می‌ایستد و شاید یکی از دلایل مهم ایستادگی مقابل تغییر مسئله پیری مدیران ما باشد. ما آدمهایی داریم که سالهای سال با یک مدل کار کردند و از مدل های جدید میترسند. ما باید به ساختارهای پایین خود مثل نظام بانکی، نظام مالیاتی، اقتصاد نفتی و نظام بودجه بپردازیم.
او همچنین در ادامه گفت: تغییردر جمهوری اسلامی و جلوگیری از فساد لزوماً به معنی این نیست که ما یک ساختار را کلا نابود کنیم. با بعضی اقدامات کوچک می شود جلوی فسادهای بزرگ را گرفت.
شبیرخانیان دانشجوی کارشناسی مدیریت دولتی بر انحصاری شدن اداره کشور تاکید کرد و در توضیحش گفت: مردم قبلا از سال ۵۷ یک ایدئولوژی محکم به نام حکومت اسلامی داشتند؛ یک رهبر مصمم داشتند به نام آیت الله خمینی و با آن انگیزه توانستند جلوی شاه بایستند. اما در حال حاضر آن انگیزه سال ۵۷ وجود ندارد؛ تا زمانی که نظارت استصوابی وجود داشته باشد و یک عده با یک ویژگی خااص رای بیاورند، پس مملکت به صورت انحصار طلبانه اداره می¬شود نه به صورت چیزی که کل مردم بخواهند.
او در بخش دیگری از سخنانش گفت: مهمترین کلید اصلاح، اصلاح ساختاری و اصلاح اساسی است. اصلاح اساسی و اصلاح ساختاری یعنی برای مردم گام برداشتن و از تعصب کورکورانه و پافشاری روی یک تعداد عقاید بی جهت دوری کردن.
سیدهادی موسوی، دانشجوی کارشناسی مدیریت مالی در بخشی از سخنانش به کاهش مشارکت مردم اشاره کرد و گفت: مشارکت زمانی پایین می آید که ایده حکمرانی نداشته باشیم؛ مشارکت زمانی پایین می¬ آید که با احساسات مردم بازی کنیم؛ خروجی مطلوبی نداشته باشیم؛ برنامه اقتصادی مدونی نداشته باشیم و عملاً با حرف های عوام فریبانه قدرت را در دست بگیریم.
او افزود: جهت جمهوری اسلامی باید به اصل خودش برگردد، یعنی همان مبانی و همان جهتی که در انقلاب ۵۷ در سطح کلان خودش ترسیم شد. بحث من از تحلیل دولت ها این بود که نقاطی که تغییر جهت ها در آن ایجاد شد مشخص شود. اشرافیت در کشور معنا ندارد. هیچ انگاشتن مردم در کشور معنا ندارد. منفعل بودن نهاد دانشگاه و به نفع طبقه خاصی بودن، در کشور معنا ندارد.

نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

همچنین ببینید
بستن
دکمه بازگشت به بالا