یادداشت

اقتصاد مقاومتی در گروی بهره گیری از دانش جهانی

یادداشتی بر همه کرسی با موضوع "اقتصاد مقاومتی؛ از توهم تا یگانه راه حل موجود"

ایران امروزه با گرفتاری‌های بسیاری مواجه است. اگر پیشتر و در دوره‌ای با چالش جنگ مواجه بودیم، امروز چالش‌های بسیاری بر فضای کشور حکم است. امروز در فضای اقتصادی کشور شاهدیم که دولت از لحاظ تامین درآمدها با مشکل مواجه است، بودجه عمومی کشور به صورت نامتوازن است و کسری بودجه وجود دارد. تازه همین بودجه‌ی نامتوازن هم نمی‌تواند در تامین کالای عمومی در کشور موثر عمل کند و در شاخص‌های مختلف کمبود وجود دارد. وضعیت محیط زیست در این سال‌ها برای ما واضح است، کمبود آب که نمونه‌ی اعلای آن در خشکسالی دریاچه ارومیه در سال ۱۳۹۲ مشاهده شد، یک نمونه از این موارد است. وضعیت آلودگی هوا که در این سالیان در تهران و کلانشهرها بر زیست شهروندان تاثیر داشته است، مشکلی است که نشان می‌دهد مشکل فقط یک روز و یک شهر نیست. آموزش عمومی کشور به دو بخش تقسیم شده است، بخش با کیفیت که در مدارس خاص، سمپاد و غیرانتفاعی و نمونه است و بخشی با حداقل کیفیت که در مدارس عادی جریان دارد. صندوق‌های بازنشستگی امروز با بحران مواجه‌اند و دولت برای تامین شدن حقوق بازنشستگان دولت و نیروهای مسلح، مستقیما به آنها بودجه می‌دهند(در حالی که قرار بوده است، صندوق‌های تامین اجتماعی نیروهای مسلح و بازنشستگی کشوری بتوانند این حقوق را پرداخت کنند) و با توجه به شرایط موجود بعید نیست که تامین اجتماعی نیز تا چند وقت دیگر به این مشکل مواجه شود.

در این شرایط نیاز است که حکمرانی کشور در یک تصمیم‌گیری عقلانی و عقلایی به سمت بهره‌گیری از دانش جهانی برود و با پذیرش الزامات آن سعی کند مسائل کشور را حل کند نه آنکه بخواهد با اختراع مجدد چرخ نشان دهد که می‌توان اشتباهات تاریخی را تکرار کرد و همان مسیری را طی کرد که در تمامی تاریخ اقتصادی ایران معاصر(چه پیش و چه پس از انقلاب) در دستور کار بوده است. در حالی که در ده سال گذشته، میانگین رشد اقتصادی ما صفر بوده است، و دیگر مجبور بوده‌ایم به اشتغال جوانان فارغ‌التحصیل پاسخ دهیم، تنها چیزی که بر جامعه‌ی ایرانی افزوده شده است، فساد و ناکارایی است که از خلال مداخله‌های ناکارای دولتی در اقتصاد ایران بیشتر و بیشتر شده است و این در حالی است که امروز دیگر با درآمدهای نفتی کلان دهه هشتاد نیز مواجه نیستیم که بتوان با توزیع رانت عمومی حداقلی از معاش را نیز فراهم کرد. در نتیجه‌ی همین اتفاقات هم شاهد گسترش نارضایتی عمومی و به تبع آن، اعتراضات دی ۹۶ و آبان ۹۸ بوده‌ایم. مردم جان به لب‌رسیده‌ای که از نابرابری‌های اجتماعی و اقتصادی ناخرسندند و پاسخ حاکمیت به مسائل و مشکلات کشور را در رسیدن به آینده روشن، خام و خیال‌پردازانه می‌بینند. حاکمانی که خیال می‌کنند اگر به آب دریاها ماست اضافه کنند، دوغ حاصل می‌شود اما زهی خیال باطل که ایدئولوژیک‌اندیشی مانع نگاه واقعی به شرایط کشور و جهان شده است. در حالی که قرار بود در سال ۱۴۰۴ با کوشش برنامه‌ریزی شده و مدبرانه‌ی جمعی ایران کشوری باشد توسعه‌یافته با جایگاه اول اقتصادی، علمی و فناوری در سطح منطقه با هویت اسلامی و انقلابی، الهام‌بخش در جهان اسلام و با تعامل سازنده و موثر در روابط بین‌الملل، امروز با این واقعیت مواجهیم که با نرسیدن به اهداف سند چشم‌انداز در حال بازطراحی آن در اسم و عنوانی دیگریم، گویی که مشکل ما سال‌ها یا عناوین است.

راه‌حل اما مشخص است، پذیرش واقعیات در عرصه‌ی موجود، استفاده از دانش جهانی و بهره‌مندی از آن. ما نیاز داریم که نرمال باشیم و خود را نیز نرمال ببینیم، هم در عرصه‌ی تعاملات بین‌المللی هم در عرصه‌ی بهره‌‎مندی از دانش. اینکه تکرار کنیم ما کشوری خاص هستیم و نیاز داریم که اقتصاد (یا هر رشته‌ی دیگر علمی) خاص خود را داشته باشیم، خنده‌دار است. ما باید دانش موجود را در جغرافیای ایران خود به کار بندیم و این اتفاقی است که باید دیر یا زود رخ دهد و تاخیر در آن، تنها تحمیل هزینه‌های بی‌شمار بر ایران و ایرانیان است.

نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

همچنین ببینید
بستن
دکمه بازگشت به بالا